كوه عاشق
كوه عاشق
چرا سر پا ايستادهايد
بفرماييد
بنشينيد
كوه عزيز
گاهي دست تپهها را بگيريد
و به گردش برويد
گاهي
به احوالپرسي دريا برويد
گاهي به مراسم بزرگداشت كوير
گاهي شعرهاي
فروغ بخوانيد
و آهنگهاي فرهاد گوش كنيد
اين گونه
كه سرد، ساكت
اينجا
ايستادهايد
برايتان حرف در آوردهاند
ميگويند:
دلتان از سنگ
خاراست
نميدانند
فرهاد به عشق شيرين شما
بيستون را كند.
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۸۸/۱۲/۲۸ ساعت 19:17 توسط علی اصغر اجاقی
|