كوه عاشق

چرا سر پا ايستاده‌ايد

بفرماييد بنشينيد
كوه عزيز
گاهي دست تپه‌ها را بگيريد
و به گردش برويد
گاهي به احوالپرسي دريا برويد
گاهي به مراسم بزرگداشت كوير
گاهي شعرهاي فروغ بخوانيد
و آهنگ‌هاي فرهاد گوش كنيد
اين گونه كه سرد، ساكت
اينجا ايستاده‌ايد
برايتان حرف در آورده‌اند
مي‌گويند: دلتان از سنگ خاراست
نمي‌دانند
فرهاد به عشق شيرين شما
بيستون را كند.