جدال نفسگير با صخرهها
ديگر بايد مواظب همه چيز باشي. ازسنگي كه
كردهاي. رصد آب و هوا هم مهم است، درست به
اندازه توانايي براي نقشهخواني، اين كه بداني
الان كجاي كوه قرار داري؟ چه مسيري را آمدهاي
و چه مسيري را ميخواهي بروي.
غفلت كني كارت تمام است. يا مسير را گم
ميكني يا سنگي كه تكيهگاهت شده از زير پايت
در ميرود و....... .
جدال با كوه جدال نفسگيري است و انگار همين نفسگيري جدال با سنگ و صخرههاست كه اين ورزش را براي خيليها جذاب كرده است.
بايد اهل كوه و طبيعت باشي تا بتواني از لحظه لحظه صعود لذت ببري، بتواني زيبايي صعود را درك كني و آرام آرام با كوهها رابطهاي ديگر را برقرار كني. كوهنوردي كار سختي است، آن هم به شكل حرفهاياش. فرق ميكند با اين كه تو تفريحي، پنجشنبهاي، جمعهاي با دوستانت قرار كوه بگذاري و مثلا راه دركه يا در بند را در پيش بگيري، از مسيري كه كاملا مشخص است و بي خطر بالا بروي و وسط راه توي يك كافه بنشيني و صبحانهاي بزني و بعد دوباره ادامه مسير را بگيري و بالا بروي. كوهنوردي در شكل حرفهاياش يعني خطر. هرچقدر هم كه تبحر داشته باشي و تجربهات بالا باشد باز بايد مراقب باشي، باز بايد احتياط كني و قبل از صعود همه چيز را دوباره چك كني. تا چيزي را از قلم نينداخته باشي. اگر وسيلهاي از قلم افتاده باشد و يادت رفته باشد كه آن را با خودت بياوري، بالا كه بروي فقدانش هم براي خودت دردسر ميشود و هم براي ديگران. 10 بار هم كه مثلا به علم كوه رفته باشي، براي يازدهمين بار كه قصد صعود ميكني، بايد حواست را كامل جمع كني، كوه را نميشود دستكم گرفت. با كوه نميشود شوخي كرد. بايد آماده باشي و حواست جمع باشد تا بتواني هم از پس صخرهها بر بيايي و هم لذت ببري از اين كه داري بالا ميروي از راهي كه صعبالعبور است. راهي كه فقط تعداد كمي از آدمها توانستهاند از آن بگذرند و به بالاي قلهاي برسند كه هميشه آفتاب از پشت آن بيرون ميآيد. كوهنوردي در كنار همه اينها عشق هم ميخواهد. فتح قلهها هيچ معروفيتي براي تو نميآورد. فوتبال نيست كه با چند تا گل زده در مستطيل سبز زود راهي صفحه اول نشريات شوي و چپ و راست با تو مصاحبه كنند. باور نميكنيد به حافظه خودتان رجوع كنيد، نام چند كوهنورد ايراني را ميتوانيد به خاطر بياوريد كه به ارتفاعات بالاي 8000 متر صعود كردهاند. نام چند كوهنورد را ميتوانيد به خاطر بياوريد كه ديواره 800 متري علمكوه را بالا رفتهاند. نه كوهنوردي براي آدم شهرت نميآورد. حتي اگر اورست را هم فتح كني روي جلد مجلهها نميروي. روي جلد مجلهها جاي آدمهاي ديگر است. كوه ورزش سكوت است. در سكوت بايد بالا بروي. نميشود توي كوه جنجال كرد. اصلا كسي نيست كه بخواهد توي كوه جنجال كند. داوري هم نيست كه بين تو و صخرهها قضاوت كند و مثلا به بهمني كه يكهو هوس فرو ريختن كرده كارت قرمز بدهد و متوقفش كند. با همه اين حرفها اما كوهنورد كه شوي خودبهخود تفاوتهاي زيادي را حس ميكني، تفاوت بين زماني كه هنوز عادت نكرده بودي با كوه بجنگي و حالا كه ياد گرفتهاي با كوه جدال كني. تفاوتي كه از زمين تا آسمان است. |
|
|