حادثه ای دیگر در آبشار لوه به همراه باید و نباید های که توسط هلال احمر ایجاد شد :

در ساعت 12:48 ظهر جمعه 9/7/89 طی اطلاع به کمیته امداد و نجات هیئت کوهنوردی شهرستان گنبدکاووس مبنی بر سقوط یکی از اهالی شهرستان گنبدکاووس از آبشار لوه ( از ارتفاع تقریبی 45 متر ) ، بلافاصله تیم اول شامل آقایان امین شادوند و هادی قاسمخیلی و همچنین تیم دوم شامل آقایان یوسف صمدی و فریدون مظفری بهمراه وسایل و ابزار فنی با فاصله ای حدودا" 20 دقیقه ای از تیم اول بسوی آبشار لوه حرکت نمودند . طی هماهنگی های آقای شادوند با آقای غلامی ( از پرسنل جمعیت هلال احمر شهرستان آزادشهر) که نسبت به بقیه امدادگران هلال احمر آشناتر به ابزار و مسائل فنی می باشند یکدستگاه آمبولانس بهمراه امدادگر و ابزار فنی لازم جهت امداد و بالاکشی نیز بسمت محل حادثه اعزام گردید. لازم به توضیح می باشد که در محل حادثه یکدستگاه آمبولانس اورژانس 115 و دو دستگاه آمبولانس هلال احمر مینودشت بهمراه پرسنل در آبشار لوه حضور داشتند اما بدلیل عدم آشنایی به مسائل فنی و نداشتن لوازم ، کار خاصی انجام نداده بوده و تنها مصدوم را داخل کیسه جسد بر روی تخته پشتی (  back board) گذاشته بودند. تیم اول پس از رسیدن به آبشار در ساعت 13:30 فاصله حدود 20 دقیقه ای از پارکینگ تا آبشار محل حادثه را طی نموده اما در نزدیکی های محل حادثه با آقای ممشلی مسئول امداد و نجات هلال احمر شهرستان مینودشت مواجه میگردد که میگوید به محل حادثه نزدیک نشوید ما خودمان همه کارها را انجام داده ایم ! بهر شکل تیم اول به محل حادثه رسیده با تعدادی از افراد محلی ، سه نفر از دوستان متوفی و تعدادی از امدادگران هلال احمر روبرو می گردند . بعد از هماهنگی و کسب اجازه از افسر نگهبان نیروی انتظامی که دقایقی بعد می رسد محل را جهت پیدا کردن مکانی مناسب برای کارگاه فرود بررسی نموده و کارگاه را بالای  مکان سقوط متوفی بر روی درختی تنومند برقرار می نماییم . همچنان منتظر تیم دوم، ابزار فنی و همچنین آقای غلامی از هلال احمر  هستیم . (بعد از پایان عملیات بالا کشی جسد متوجه میشویم از طریق آقای ممشلی به آقای غلامی اطلاع داده شده نیازی به حضور ایشان نبوده و جسد بالا کشیده شده ! همچنین ایشان اجازه حضور آقای صمدی را با رفتاری زشت به محل حادثه نمی دهد. لازم بذکر است محل حادثه فاقد آنتن دهی موبایل می باشد .) بهر شکل آقای شادوند با ابزار موجود اقدام به فرود نموده و جسد را بوسیله یک رشته طناب انفرادی و یک رشته طناب معمولی بر روی تخته پشتی بسکت و فیکس می نماید و اقدامات لازم جهت بالا کشی جسد را انجام می دهد . قبل از شروع بالا کشی آقای ممشلی با رفتاری پرخاشگرانه و زشت امدادگران و جوانان محلی را تحریک به بالا آوردن جسد بوسیله تخته پشتی و طناب پلاستیکی 15 متری از مسیری باریک و لغزنده با شیبی تند می نماید . دقایقی را طبق بسیاری از عملیاتهای مشابه جهت مشاجره و گوشزد کردن خطرات ناشی از این کار می نماییم اما آقای ممشلی با بهانه نمودن در پیش بودن غروب خورشید و تاریکی هوا همچنان مصرانه بر تصمیم خود پافشاری می نمایند . به ایشان میگوییم آنمرحوم که فوت نموده چرا جان عده ای دیگر را به خاطر برخی مسائل سازمانی بخطر می اندازی . بهر حال بالا کشی با هماهنگی آقای شادوند و افسر نگهبان نیروی انتظامی و در حد ابزار موجود با رعایت بیشترین ایمنی آغاز میگردد . جسد داخل کیسه مخصوص و بر روی تخته پشتی به بالای آبشار رسیده از آنجا با تلاش فراوان امدادگران هلال احمر و نیروهای محلی به سمت پارکینگ حمل میگردد.